سفری به بام خراسان3
...ادامه پست قبلی
پایان بخش کلام ما گفتار کوتاهی است از پر کارترین شاعر نامی ایرانی از شهر نیشابور وعارف قرن ششم وهفتم هجری عطار نیشابوری که مولانا در باره اش میگوید
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

"تنديس عطار"
نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیهاش «ابوحامد» و در اشعارش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست. نام پدر عطّار ابراهیم (با کنیهٔ ابوبکر) و نام مادرش رابعه.
او در اول عمر به کار عطاری و درمان بیماران میپرداخت. او را از اهل سنت دانستهاند اما در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی پس از چندی به تشیع گرویده یا دوستدار اهل بیت بوده است.
گفته می شودعطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود میپرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابستهای، چگونه میخواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری عمیق بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت. و تا پایان عمر (حدود ۷۰ سال) با بسیاری از عارفان زمان خویش همسخن گشته و به گردآوری داستانهای اهل سلوک پرداختهاست. و بنا بر روایتی وی بیش از ۱۸۰ اثر مختلف به جای گذاشته که حدود ۴۰ عدد از آنها به شعر و دیگر نثر است. آثار مسلم عطار طبق تحقيقات دقيق استاد محمد رضا شفیعی کدکنی بدين شرح است: (اسرارنامه، الهی نامه، منطق الطیر، مصيبت نامه، مختارنامه ، تذکره الاولیاء، ديوان اشعار.)
ماجرای شهادت عطار از غمانگیزترین رخدادهای روزگار است که بر خواننده اثری دردناک دارد. تذکرهنویسان در این خصوص نگاشتهاند که: پس از تسلط چنگیز خان بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی میخواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خونبهای او هزار درم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خونبهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمیارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد. از سرگذشت قتل عطار چنین استنباط میشود عطار با توجه به زهدی که داشته از سر تواضع خواسته بگوید با این همه دانایی بیش از یک کیسه کاه ارزش ندارد واین با عقل سلیم سازگار نیست و بیشتر خواسته پیشنهاد اولی جامه عمل نپوشد چرا ازاین بابت مبلغ قابل توجهی به دست سربازی بیگانه ومتجاوز نیافتد ولو اینکه به قتل او بیانجامد. مسلماً این روحیه ستیزه گری با دشمن متجاوز است که در نهاد هر ایرانی عاشق باعث شده ایران ما همجنان زنده وپایدار باقی بماند بویژه اینکه بزرگی از این ملت این روحیه دشمن ستیزی ومقابله با بیگانه متجاوز وستمگر را با خود داشته باشد.وسرمشقی باشد برای آحاد دیگر جامعه وباینگونه بود که بتدریج حکومت مغولان با توجه به مقاومت ایرانیان که نمونه آن مبارزه سربداران خراسان می باشد منقرض گردید .اگرچه باردیگر براثر تفرقه وتشتت حاکمان بلاد باز مملکت ما به دست دیکتاتوری ترك تبار كه اجدادش را از مغولان مي دانست از مرو به نام تیمور لنگ افتاد ودیری نپایید که این سلسله نیز به دست ایرانیان منقرض واولین حکومت یکپارچه وشيعي ومستقل وقدرتمند پس از اسلام به دست مردی ايراني وآذری تبار به نام شاه اسماعیل صفوی پایه گذاری شد اگرچه قبلاً ديلميان (ايرانيان شيعه) برقسمتهايي از كشورمان مدتي حكومت كردند وليكن آنان درحاليكه قدرمتندانه مروج مذهب شيعه وحاكميت مستقل ايراني بودند با توجه به شرايط، مجبور به خراج گذار ي خلفاي عباسي نيز بودند .

"اگر به نيشابور گذرتان افتادبه زيارت آرامگاه عطار نيز برويد كه متاسفانه ما بدليل نداشتن فرصت توفيقش را نداشتيم"
آری ما به هرمكاني که میرویم از شاخصه هاي آن ناحيه وبيشتر از شخصيتهاي تاريخي آن ديار نیز یادی می نماییم چرا که دین، مذهب ، فرهنگ وتمدن وزبان ما ازعوامل اصلی وحدت و پایداری ایران زمین، مرهون مجاهدت وتلاشهای این بزرگان می باشد وقله های افتخار ما.
بــــدرود













به نام او كه هستي قائم به ذات اوست